اولین روز نوشت ۱۷ مرداد تولد من

امروز ۱۷ مرداد ماهه روز تولد من. توی یک هوای مطبوع نه چندان گرم تابستانی اولین روزنوشتم رو دارم تایپ می کنم. امروز روز آرومی بود. روزی که اکثر اعضای خونواده نبودن. اولین تبریک تولدم رو گوگل بهم داد اونم با تغییر لوگوی خودش به شکل کیک تولد در حساب کاربری من.

گوگل-تولد

روزهای بسیار سختی پیش رو دارم و روزهای وحشتناکی رو هم گذروندم. مشکلاتی که اکثرا مرتبط با مسایل مادی است. از بسته شدن و حذف اکثر سایت هام به علت تحریم (دقیقا در روز توافق وین کل سرورم مسدود شد. سروری که سایت های اصلی درآمد دار و ارزشمندم رو میزبانی می کرد در اقدامی ناجوانمردانه نه تنها از دسترسم خارج شد بلکه هیچ بکاپ و نسخه ی کپی از سایت ها به من تحویل داده نشد. بعد از این اتفاق تلخ هیچ کدوم از ترفندهای دور زدن تحریم هم جواب نداد و در نهایت دوباره از صفر عملیات طراحی و تکمیل سایت های مهم رو استارت زدم. متاسفانه این اتفاق و اتفاقات بسیار عجیب و غریب و غیر مترقبه دیگه دست به دست هم داد و درامدهای اینترنتی رو به مرز صفر رسوند. در حکمت کار خدا موندم که چرا علی رغم تلاش های مجدد و تبلیغات زیاد هنوز فرج خاصی حاصل نشده!

البته من که در طول زندگی از پیچ و خم های سختی گذشتم و همیشه خدا کمکم کرده چندان استرسی ندارم. امیدوارم گرچه محاسبات کاملا ناامید کنندست. قفل های زیادی غیر از این اتفاق در زندگی من زده شده. قفل هایی که اینقدر متعدد و با فاصله کم در طی چند ماه اخیر زده شدن که در طول زندگی ام نظیر ندارند. توی همین گیر و واگیر یک بدهی یک ساله هم درخواست وصول شده که واقعا سنگ جلو پای لنگ شده!

من مطمینم از پس مشکلات خیلی زود بر میام و دوباره به روزهای خوب برمی گردم. زندگیست دیگر روز تولد نمی شناسد. ما هم به مشکلات فعلا می گیم بشین سرجات بچه جان !
یاد صحبت های یک مبارز افغان افتادم که می گفت : ” ما زیر بار زور نمی ریم مگه او زور پرزور باشه!” خلاصه ما که زیر بار برو تحت هیچ شرایطی نیستیم. امیدوارم دوستان هم همیشه در سخت ترین شرایط حتی در بدبیاری های پی در پی و غیر مترقبه حتی در طولانی شدن مدت مشکلات کم نیارن.

گاهی باید به مشکلات خندید چون اگه برای خندیدن تنها به روزهای بی دغدغه و خوشی در آینده دل خوش کنیم فرصت زیادی برای لذت بردن از زندگی نخواهیم داشت.

روزتون خوش..

احساس تلخ
احساس تلخ

سوز دارم ،نیست سرمایی در آن
داغ دارم ،نیست گرمایی در آن
سازگارم نیست این احساس تلخ
ساز دارم نیست نجوایی در آن

شعر زر عشق
زر عشق

چه کنم که در خُم دل زر عشق یار دارم
نروم به صید آهو که خبر ز نار دارم
بشکن دلم تو ای یار و زرم نما نمایان
بفروز این رخ تارم که گلم و خار دارم

گاهی نفهمی بهتر است..
گاهی نفهمی بهتر است..

کاش میشد خود را به نفهمی زد! دانستن گاهی بد دردیست .. گاو با همه نفهمی اش از یک نگاه خوشبخت ترین است!

شعر نگاه ناز
نگاه ناز

من مستِ میِ ترانه ســــازم؛ چـه کنم؟
از ف ا ص لـ ـه ها در اعتراضم؛ چه کنم؟
پیوسته در این خرابه نالم که خـــــــــــدا
دلبسته به یک نگاه نازم؛ چــــــــه کنـم؟

انتهای تنهایی
انتهای تنهایی

تنهایم و از تنم بلا برخیزد
خواهم ز مسم کنون طلا برخیزد
در سایه ی قدّ کیمیای تو کنون
قد خم نکنی که مجتبی برخیزد

ضعیف ترین انسان ها
ضعیف ترین انسان ها

شاید ضعیفترین انسان ها در نگاه من اونهایی هستن که در مواجهه با مشکلات بجای اینکه حلش کنن حذفش می کنن!

از دل نرود..

شعر تک بیتی “از دل نرود” از بازی با اشعار معروف:
از دل برود هر آنکه خود دیده ببست / از دل نروی چرا که صد کوزه شکست..